جمال الدين محمد الخوانساري

80

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

پس بمعنى نفع رساننده ويارىكننده است ورفيق را كه رفيق گويند باعتبار اين است كه نفع مىرساند بكسى كه رفيق اوست در آنچه صلاح دين أو در آن باشد پس هر كه نفع رساند بتو در آن ويارى كند ترا بر آن پس أو در حقيقت رفيق مهربان تو باشد هر چند دور باشد از تو وهر كه چنين نباشد أو در حقيقت رفيق تو نباشد هر چند همراه تو باشد وبحسب ظاهر أو را رفيق تو گويند . 3879 انّما يعرف قدر النّعم بمقاساة ضدّها . بدرستى كه شناخته نمىشود قدر نعمتها مگر برنج كشيدن ضدّ آنها . اشاره است ببعضى فوايد بلاها وامراض وسختيها وآن اين است كه قدر نعمتها خوب دانسته نمىشود مگر برنج كشيدن در اضداد آنها ، پس آدمي تا بزحمت بلائي گرفتار نگردد قدر عافيت از آن را چنانكه بايد نداند وبشكر آن كما هو حقه نپردازد . 3880 انّما المرأة لعبة فمن اتّخذها فليغطّها . بدرستى كه نيست زن مگر لعبتى پس هر كه فرا گيرد آن را پس بايد كه بپوشد آن را . « لعبت » چيزى را گويند كه با أو بازى كنند ومراد اين است كه لعبتى است كه هر كه ببيند آن را رغبت كند بآن وخواهد بازى كند با آن پس بايد پوشاند آن را وحفظ كرد از نظر مردم . وممكن است كه مراد اين باشد كه چون از آلات وأسباب لهو ولعب است پس بايد آن را پوشانيد ومستور داشت باعتبار اين كه اظهار آنها خالى از قبحى نيست هر چند بازى با آنها مشروع باشد . 3881 انّما الدّنيا جيفة والمتواخون عليها أشباه الكلاب فلا تمنعهم اخوّتهم لها من التّهارش عليها . بدرستى كه نيست دنيا مگر مردارى وجمعى كه برادر يكديگر شده اند بر سر آن مانندهاى سگانند پس باز نمىدارد ايشان را برادرى ايشان از براي آن از گزيدن